آنيتاآنيتا، تا این لحظه: 15 سال و 4 ماه و 21 روز سن داره

آنيتا ثمره عشق مامان و بابا (آنیتا فرشته ای از جنس آسمان)

یکی دیگه از روزای سخت هم گذشت......

خواب موندیم 7:30 تازه از خونه زدیم بیرون اینقدر عجله ای رفتیم که یکی از کارت ها ی عابر موند تو کیف خودم تو خونه و کارتی که همیشه تو کیف شما هست و فقط 100 تومن توش بود همراهم بود به خاله سمیرا زنگ زدم که به کارتم پول بریزه و بنده خدا رو از خواب بیدار کردم از پله های کلینیک شهر که داشتم میرفتم بالا دیگه نتونستم خودمو کنترل کنم و بی اختیار اشک میریختم به بابا اشاره کردم شما رو ببره منم میام نشستم رو صندلی های طبقه اول و خودمو خالی کردم اومدم پیش بابایی و بازم نتونستم و اشک و اشک هرکی منو میدید دور از جون فکر میکرد کسی رو ازدست دادم یه جوری نگام میکردن یه خانمی که تو کلینیک بود اومد باهام صحبت کرد  و...
22 مرداد 1391
1